دانلود آهنگ یلدا شده عبدالله خانی با لینک مستقیم
ترانه و آهنگ : ایمان عبدالله خانی , تنظیم : مهدی نادی صفایی
The post دانلود آهنگ یلدا شده عبدالله خانی appeared first on مجله اینترنتی ایران استایل | پورتال خبری و سبک زندگی.
ادامه مطلب ...نمکستان » عکس جدید پیمان قاسم خانی و دخترش ، در ادامه این تصویر را مشاهده نمایید
تبدیل شمسی به میلادی | اس ام اس عاشقانه | فال حافظ | فال عطسه | فال روزانه | فال تاروت
مصاحبه با زهره عبدالله خانی دختر یخی ایران / عکس
لذت ایستادن بر قله، انگیزهای است که دخترجوان ایرانی را به صعود از صخرههای سنگی و یخی واداشت.
او یکی از معدود نمایندگان ورزش بانوان ایران در بازیهای المپیک زمستانی ۲۰۱۴ سوشی روسیه بود .به گزارش پارسناز ، زهره عبدلله خانی عادت ندارد پایش را روی زمین سفت بگذارد. مدام در حال صعود و بالا رفتن است. زهره عبدالله خانی، دختر ۳۱ ساله ایرانی از همان اول کودکی به همراه پدر و مادرش کوهپیمایی را به صورت تفننی شروع کرد. همه چیز عادی ادامه داشت تا اینکه در ۱۸ سالگی تصمیم می گیرد به صورت حرفه ای ورزش کند.
عبدالله خانی سال ۸۲ علی رغم میل مربی اش، صخره نوردی را شروع می کند و دو سال بعد رقبایش را کنار می زند و اولین مدال کشوری اش را دور گردن می اندازد. زهره از سال ۸۹ مسیرش را به سمت سرما تغییر می دهد و به دختر یخی ایران معروف می شود.
عضله شجاعتم خیلی قوی است!
روند موفقیت اش اکیدا صعودی است و در مسابقات آسیایی یخ نوردی شرکت می کند و نایب قهرمان آسیا می شود و حتی به المپیک زمستانی سوچی هم دعوت می شود و به همراه مسعود زینالی الهام بخش یخ نوردی المپیک نام می گیرند.
زهره علاوه بر ورزش در تحصیل هم حسابی موفق است و دانشجوی نمونه کشوری در رشته هوانوردی است. در یک یاز روزهای سرد اواخر آبان ماه با زهره عبدالله خانی، دختر یخ نورد ایرانی گپ و گفت داغی داشتیم.
چه شد که سراغ صخره نوردی و یخ نوردی رفتی؟
– پدر و مادر من کوهنوردی می کردند و به واسطه آنها با این رشته آشنا شدم. از کودکی با پدر و مادرم به کوه می رفتم و استارتش را مدیون پدر و مادرم هستم. سالی که کنکور دادم، گفتم حالا به جز درس خواندن یک ورزشی هم انجام بدهم و چون در خانواده پیش زمینه آن را داشتم، این رشته را انتخاب کردم. البته آن موقع اصلا فکر نمی کردم که بخواهم ورزش قهرمانی انجام دهم. فقط می خواستم زندگی یک بعدی فقط علمی نداشته باشم.
۱۸ سالگی برای شروع دیر نبود؟
– چرا اتفاقا. این سن برای شروع یک ورزش قهرمانی خیلی دیر است. یادم است آن موقع وقتی برای ثبت نام به باشگاه رفتم، مربی گفت بروید درس بخوانید. حس می کرد ما در ورزش آینده ای نخواهیم داشت. من سال ۸۲ ورزش را شروع کردم و اولین مدال کشوری ام را سال ۸۴ گرفتم. مدال جهانی که هنوز ندارم اما در رنکینگ جهانی رتبه ۱۰ را دارم که آن هم بهترین رنکینگ ایران در این رشته است.
چه مقام ها و مدال هایی به دست آوردی؟
– من با سنگ نوردی شروع کردم. از ۸۹ روی یخ نوردی سوئیچ کردم. کارم را بهار ۸۹ شروع کردم و بهمن ۸۹ نایب قهرمان ایران شدم. از آن به بعد به طور کل تمرکزم را روی یخ نوردی گذاشتم. سال ۲۰۱۳ اولین بار به مسابقات جهانی رفتم که نفر بیست و دوم جهان شدم.
قهرمانی آسیا در سال ۲۰۱۴ برگزار شد که برتر آسیایی گرفتم و رتبه ۱۰ جهان را به دست آوردم. در سال بعد ۳۰ نفر اول جهان را به المپیک دعوت کردند که از ایران من و آقای مسعود زینالی (نایب قهرمان یخ نوردی مردان آسیا) به جمع یخ نوردان حاضر در المپیک زمستانی دعوت شدیم. خوشبختانه دو نفر از ایران بودیم که تیم مان الهام بخش یخ نوردی المپیک نام گرفت.
در ایران وضعیت چطور است؟
– مسابقات قهرمانی کشور چند سالی است به طور منظم برگزار می شود و به طور متوالی من و آقای زینالی اول می شویم. همین دو هفته پیش قهرمانی کشور بود و ما دوباره اول شدیم.
این برتر بودن به خاطر استعداد یا ژنتیک است یا واقعا شیوه تمرینات شما با بقیه تفاوت دارد؟ شاید هم عضله خاصی داری؟
– شاید برتری ژنتیکی؛ اما مهمتر از آن، من سال ها خیلی سخت تمرین کرده ام. من عضله شجاعتم خیلی قوی است.
حمایت تان می کنند؟ برای مثال از نظر پزشکی حمایت می شوید؟
– واقعیت این است آن حمایتی که انتظار دارید، نمی شود و این فقط مختص رشته ما نیست. این را از هر قهرمانی که می شناسم، شنیده ام. مطمئنم اگر حمایت بیشتر شود، نتیجه هم بهتر می شود. وقتی یک نفری همه چیز را پیش ببرید، شرایط کمی سخت تر می شود. من در همین رشته مربیگری می کنم.
ال نینو هم که در راه است و یخ بندان برای هر کسی هم بد باشد، برای یخ نوردها خوب است؟
– بله، امسال سردتر است. سال گذشته که وضعیت یخ ایده آل نبود و تا قبل از مسابقات من روی صخره با تبر تمرین کرده بودم. نوک کفش ما یک نیش کرامپون است که آن را در یخ فرو می کنیم تا بماند. شما فکر کنید روی سنگ تمرین کرده اید و به سنگ که نمی شود ضربه زد. در مسابقه کره وقتی اولین ضربه را با پایم محکم زدم، در تمام طول مسیر درد داشتم و فکر می کردم شصت هر دو پایم خرد شده است.
هزینه این ورزش خیلی زیاد است؟
– بله، چون همه وسایل و تجهیزاتی که وارد می شود، استانداردهای بالایی دارند و تکنولوژی ساخت آنها در اختیار کشورهای محدودی است و واردات این وسایل هم خیلی سخت است برای اینکه به طور مثال تعداد محدودی دختر در کشور به صورت حرفه ای تمرین می کنند و واردکننده ترجیح می دهد سایز پای مردانه وارد کنم. من خودم پایم ۳۸ است و اولین باری که مسابقه جهانی دادم با کفش شماره ۴۲ این کار را کردم.
یادم هست اولین باری که برای مسابقه به کره جنوبی رفته بودم، آنجا فضایی مانند خیابان منیریه تهران که مرکز فروش لوازم ورزشی است، داشت. فکر کنید ما یک سال تمام دنبال این بودیم که کفش و تبر خوب داشته باشیم بعد از در مغازه اول که داخل شدیم، دیدم ۱۰۰ مدل تبر و ۲۰۰ جفت کفش مختلف هست. تازه آنجا تفاوت را حس می کنی و می بینی که قرار است با چه کسانی رقابت کنی.
پس خیلی تفاوت وجود دارد؟
– در مسابقات قهرمانی آسیا وقتی مدال آوردم، حالا به جز اینکه اولین مدال ایران بود، اولین مدال غیر کره ای ها هم بود؛ یعنی همه مدال های آسیایی قبلی متعلق به کره ای ها بود. اولین بار بود که یک غیر کره ای داشت مدال می برد. روی سکو رییس فدراسیون کره یک حالتی داشت که کاملا حس می کردی داشت به بقیه می گفت این از کجا اومد روی سکو؟ (می خندد) این کی شما را برده؟ یعنی حس می کردی که برای آنها هم عجیب بود. وقتی اهدای مدال تمام شد، سرپرست تیم ژاپن آمد از من تشکر کرد. گفت تو به ما نشان دادی می شود از چنگ کره هم مدال درآورد. همین برای پایان امپراتوری محض کره ای ها در یخ نوردی قاره آسیا نقطه عطفی بود.
هزینه اعزام چطور پرداخت می شود؟
– فدراسیون اعلام کرد هر کس پول دارد، می تواند اعزام شود. در نتیجه اولین تیمی که از ایران شرکت کرد، تیمی بود که دو نفر ورزشکار بودند و باقی شان پول داشتند که رفته بودند. ما بین خودمان می گوییم توریست ورزشی و این خیلی تلخ است.
از این جهت که اولین باری که تیمی در رشته ای حضور پیدا می کند، تصویر اولیه موثری از کشورش در آن فضای جهانی خلق کند. تیمی که رفت، ورزشکار نبود در نتیجه، همه از آخر، اول یا دوم شدند و تیم خوب ایران ماند. یک تیمی رفت و اثری که گذاشت در این حد بود که من سال بعد که مسابقه دادم همه در تعجب بودند که ایران ورزشکار یخ نورد هم دارد. آن تیم اول رفته بودند گفته بودند خب عکس می گیریم؛ یعنی نگاه این بود که با ما عکس بگیرید، بعد عکس هایش را به اشتراک بگذارند. (می خندد)
سال بعد هم که باز با هزینه خودتان رفتید؟
– بله و جالب این بود که مسئولان ورزشی اصلا انتظار نداشتند ما در یخ نوردی مدال بیاوریم. وقتی با مدال برگشتیم، پرسیدند واقعا مدال دارید؟! (می خندد) ولی خب خارج از ایران اینطور نیست. یعنی به ورزشکاران شان اعتبار و اعتماد به نفس می دهند که برو و مدال بیاور. ما مهندسی معکوس کردیم. اول رفتیم مدال آوردیم، بعد آمدیم گفتیم این رشته وجود دارد.
بالاخره هزینه رفتن به مسابقات را گرفتید؟
– نه، گفتند اگر مدال جهانی بیاورید، پرداخت می کنیم ولی نتیجه ای که می خواستیم، گرفتیم. واقعا موضوع برایم شخصی شده و نتیجه اش هم به نوعی بهتر است. شما تمام توان خودت را می گذاری. برای اینکه احساس می کنی برای آنها که باید مهم باشد، منابع دست شان است، پول دست شان است، قدرت دست شان است، مهم نیست.
عضله شجاعتم خیلی قوی است!
وقتی با حمایت خانواده ات کار می کنی و گاهی یک اسپانسرهایی اتفاقی حمایتت می کنند، احساس مسئولیت بیشتری می کنی. نمونه واضحش فوتبال است. این همه پول تزریق می شود به فوتبال، خروجی اش چیست؟ امیدوارم فدراسیون نقش اش را از این به بعد بیشتر کند.
تفاوتی بین آنچه اینجا تمرین می کنی و مسابقات جهانی وجود ندارد؟
– خیلی تفاوت زیاد است؛ مثلا من مدالم در گرایش سرعت است، دیواره سرعت ۱۵ متر عمودی است. یخی که من در ایران برای تمرین در اختیار داشتم، هفت هشت متر بود. من فیلم هایی را که نگاه می کنم، یک آه تلخ می کشم که تا هشت متر اول قهرمان آسیا می شدم ولی از هشت متر که رد شد، بدن من به بقیه اش عادت نداشت. یعنی مثل این است که شما دونده ۲۰۰ متر باشی ولی در ۱۰۰ متر بتوانی تمرین کنی. در ۱۰۰ متر اول همه را می بری، از ۱۰۰ متر که رد می شود، دیگر بدنت نمی تواند آن تنش را تحمل کند.
برنامه ات برای آینده چیست؟
– تا وقتی فکر کنم امیدی هست، تلاشم را می کنم. امیدوارم این امید را قطع نکنند. من همیشه به المپیک و مدال المپیک فکر می کنم و در ذهنم پرچم ایران است. امیدوارم این اتفاق بیفتد. ضمن اینکه یک آرزوی شخصی هم دارم؛ اینکه به قطب بروم و از یخ های قطبی صعود کنم.
اولین دختر ایرانی که به قطب می رود، برای اسپانسرها جذاب است.
– امیدوارم. یکی از دغدغه های همه این سال های من محیط زیست است. فکر می کنم شما می توانید با یخ نوردی در آنجا با تصویرهایی که ارسال می کنید، نشان بدهید چه فاجعه ای در آنجا اتفاق می افتد و چند تن یخ هر سال آب می شود. فکر می کنم می شود اینها را به دنیا نشان داد؛ یعنی به جز اینکه به یخ نوردی فکر کنم، همیشه فکر می کنم نشان دادن آن تصویری که آنجا هست و اتفاقی که دارد در قطب های زمین می افتد، خیلی مهم است. من یخ نوردم، اگر یخ نباشد، اصلا نمی توانم یخ نوردی کنم.
قهرمان یخ نوردی ایران از سختی های کارش به خاطر حمایت نشدن می گوید
از برخورد مردم با رشته ات هم بگو؟
– بگذارید یک خاطره بگویم؛ برای شرکت در مسابقات لازم است ورزشکاران گواهی صحت سلامت داشته باشند. ما رفتیم گواهی را بگیریم دکتر از ما پرسید چه رشته ای کار می کنید؟ گفتیم یخ نوردی، گفت می شناسم. خیلی برایمان جالب بود که یک نفر یخ نوردی را می شناسد. بعد گفتیم مرسی دکتر چقدر خوب که شما یخ نوردی را می شناسید. گفت بله قبلا دیده ام بعضی ها در یخ شیرجه می زنند! (می خندد) یک مدلی هست که یخ را می شکنند و در آب می پرند. ما همین جور نگاه کردیم، گفتیم دکتر شما بنویس همان یخ نوردی.
چطور بدون امکانات خاص و درآمد مالی اینقدر در این رشته دوام آوردی؟
– اگر دختری بخواهد ورزش قهرمانی کند، باید خیلی از طرف خانواده اش حمایت شود و بسیاری از دخترها هستند که ورزش را چون همسرشان یا پدرشان یا مردهای دور و برشان حمایت شان نمی کنند، کنار می گذارند. من این شانس را داشتم که حمایت شدم.
فدراسیون حمایت نمی کرد ولی پدرم می گفت زهره من حامی ات هستم. مثال های خیلی تلخی هست که پدر ورزشکار می گوید حق نداری بروی. به نظرم همسرها، برادرها، پدرها و مربی های حمایت کننده باید به جامعه نشان داده شوند؛ یعنی فقط آن دختر نیست.
شما مواردی را دیده اید که به خاطر نبود حمایت لازم نتوانند به جایی که می خواهند برسند؟
– بله، نیلوفر اردلان کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان و البته برعکسش هم هست. بسیاری از خانم ها چون شوهرشان حمایت شان می کند، پیشرفت کرده اند. اینگونه شوهرها باید به عنوان الگو به جامعه نشان داده شوند. در مسابقه هانی می بینی یک زن بچه دارد، شوهرش همراهش آمده، بچه اش را بغل می کند.
زن می رود قهرمان می شود برمی گردد. آن افتخار برای هر دوی شان است. شاید خیلی کم در مورد این مسئله حرف زده می شود. من نمی توانم بگویم یک پسر یا دختر قهرمان داریم که مادر و پدرش حمایتش نکرده باشند، مگر می شود؟
شاید یک جمله و حمایت نشدن شما از طرف پدرتان همه چیز را تغییر می داد.
– همینطور است. وقتی من برنز آسیایی ام را گرفتم، از گیت فرودگاه که رد شدیم، اولین کسانی که به استقبالم آمده بودند پدر و مادرم بودند. هیچ وقت یادم نمی رود، پدرم به من گفت نمی دانی چه لذتی دارد که دخترم قهرمان است. حالا فکر کنید مثلا این حمایت نبود. همه چیز برای آدم فرق می کند.
این نوع ورزش ها اعتماد به نفس بیشتری به افراد می دهند؟
– واقعا همینطور است. یک بار خبرنگاری از من پرسید اگر وسط کویر لوت رهایت کنند، چه کار می کنی؟ گفتم با شناختی که از خودم دارم، یک راهی پیدا می کنم. واقعیت این است که این را از ورزش یاد گرفته ام. شکست می خورم، آسیب می بینم، هر اتفاقی که می افتد، گریه ام را می کنم ولی بعد اشکم را پاک می کنم و بلند می شوم، نمی گذارم یک مشکل ماه ها درگیرم کند چون ورزش همین است، بالاخره باید بلند شوی.
نوشته مصاحبه با زهره عبدالله خانی دختر یخی ایران / عکس اولین بار در کدر - اس ام اس، مد، دکوراسیون، پزشکی، عکس پدیدار شد.
مهراب قاسم خانی، مرد پاکیزه و باسلیقه ای است. مگر در ایران چند نفر را با سبیل نعل اسبی سراغ دارید که نه تنها طرفدار پرسپولیس است و موسیقی آلترناتیو گوش می دهد، بلکه دلباخته جورج لوکاس و تیم برتون هم هست.
مهراب قاسم خانی، مرد پاکیزه و باسلیقه ای است. مگر در ایران چند نفر را با سبیل نعل اسبی سراغ دارید که نه تنها طرفدار پرسپولیس است و موسیقی آلترناتیو گوش می دهد، بلکه دلباخته جورج لوکاس و تیم برتون هم هست. از کرامات او داشتن یک آرشیو عظیم فیلم و موسیقی است که حس حسادت هر جنبنده ذی شعوری را بر می انگیزد. پنجشنبه در ساعت ۵ عصر، قبل از شروع مسابقه فوتبال ایران و گوام، با مهراب قاسم خانی، نویسنده طنزپرداز، گپ زدیم. این شما و این هم سیمای مردی در میانه دهه پنجم زندگی با تی شرت انگری برزد و عروسک دارت ویدر.
بزرگ ترین اشتباهت در زندگی بعد از پرسپولیسی شدن و قبول مصاحبه با ما چی بوده؟زیاد اشتباه بزرگی در زندگی نداشته ام.پس خیلی آدم کار درستی هستی؟نه؛ از طرفی موفقیت بزرگی هم نداشته ام. خیلی مونوتوم زندگی می کنم. شاید بزرگ ترین اشتباهم این بوده که نویسندگی را به عنوان شغل انتخاب کردم. دوست داشتم شغل پرپول تری داشته باشم.بین این گزینه ها تاثیرگذارترین شخصیت در زندگی ات که بوده؟ خاله ات چون با دنیای هنر آشنایت کرد، برادرت که با او نویسنده شدی، همسرت که با تو ازدواج کرد یا کوروش یغمایی به خاطر سبیلش؟قطا تاثیرگذارترین شخصیت در زندگی ام پیمان بوده. بقیه گزینه ها هم تاثیرگذار بودند به جز سبیلم که به خاطر کوروش یغمایی نبوده، چون صورتم چاق است و بینی بزرگی دارم، باید یک فکری می کردم. از ۲۰ سالگی انواع ریش و سبیل را امتحان کردم و از یک مقطعی روی همین نوع سبیل گیر کردم. کلا اگر به چیزی عادت کنم، نمی توانم تغییرش دهم. به همین دلیل هم از وقتی یادم هست شلوار جین و تی شرت پوشیده ام، حتی شب عروسی ام کت و شلوار نپوشیدم.نگران نیستی با این سبک لباس پوشیدن، بچه هایت بگویند چرا شبیه بقیه پدرها نیستی؟دخترم خاطره جالبی در این مورد دارد. یک بار جلسه انجمن اولیا و مربیان در مدرسه بود. همه پدرها آمده بودند. دخترم که نمی دانست من آمده ام یا نه، از یکی از دوستانش پرسیده بود: «بابای من آمده؟» دوستش گفته بود: «نمی دونم ولی یکی بود تی شرت قرمز انگری بردز تنش بود.» دخترم هم گفته بود: «خودشه، همون بابامه!»بیشتر تحت تاثیر فرندزی یا ساینفلند؟قطعا در شروع کارهای ما سریال فرندز خیلی تاثیرگذار بود؛ ولی کم کم سریال های مختلفی آمدند و تاثیر خودشان را داشتند. مثلا آن اوایل در سال ۸۱ که سریال پاورچین را شروع کردیم، در حد چهار یا پنج قسمت از داستان های این سریال استفاده کردیم. من شخصا بیشتر تاثیر تکنیکی و فنی از سریال ها می گیرم.پس اینکه می گویند برادران قاسم خانی از سریال های خارجی ایده می گیرند، چندان هم بیراه نیست؟ما چیزی در این مورد مخفی نکرده ایم. حتی در سریال پاورچین هم دوست داشتیم، نام سریال فرندز در تیتراژ قید بشود، هر چند به جز همان چند قسمت محدود، قصه خاصی را کاملا برداشت نکرده بودیم، ولی صدا و سیما قبول نکرد این کار انجام شود. در کل اینطور نبوده که عینا از سریالی کپی کنیم. هر چند اگر اینطور هم باشد به نظرم ایرادی ندارد.در مقطعی که در ایران کسی اهل سریال دیدن بنود، شما از کجا سریال های خارجی به دست تان می رسید؟ چون از اواسط دهه ۸۰ تازه سریال دیدن با فیلم «لاست» در ایران فراگیر شد.بله خود من از سال ۷۹ دیدن سریال فرندز را شروع کردم. زمانی که سریال دیدن هنوز رایج نبود. فیلم فروش ها مثل امروز دست شان باز و از دانلود هم خبری نبود. آن زمان با بدبختی دو فصل اول آن را پیدا کردم و بعد در سال ۸۱ به بعد راحت تر می شد سریال پیدا کرد. مثلا یادم هست لاست را از همان فصل اول به روز و هم زمان با پخش جهانی می دیدیم.مانتی پایتون را هم راحت پیدا می کردید؟مجموعه های مانتی پایتون به این راحتی پیدا نمی شد و من آن را بعدتر دیدم و الان هم کل مجموعه هایش را کامل دارم. مانتی پایتون شوخی های بسیار خوبی دارد اما جنسش به درد اینجا نمی خورد. کسی اگر بخواهد کار آیتمی انجام بدهد، توصیه می کنم به جای مانتی پایتون، Saturday night live را تماشا کند.
بین این افراد با چه کسی بیشتر دوست داری سلفی بندازی؟ جهانگیر الماسی، مهران مدیری یا سِرسی لنیستر؟با مهران که سلفی دارم. از سرسی هم خوشم نمیاد. نمیشه بشینم با تیریون سلفی بگیرم؟پس بین شخصیت های سریال Game of Thrones، تیریون را می پسندی؟خارجی ها با اینکه خیلی خوب و بهتر از ما سریال می سازند، اما خلی از اشکال هم نیستند. فیلمنامه نویس ها گاهی انگار تعمدا نقشه می کشند، حال مخاطب را بگیرند. مثلا در همین سریال، جیمی لنیستر را اول یک شخصیت منفور نشان می دهند و بعد از او یک شخصیت محبوب می سازند. اوج این موضوع در سریال Hores بود که کاراکتر منفور و غیرقابل بخشش فصل اول در پایان به یک شخصیت دوست داشتنی تبدیل شد. بعضی از مرگ ها در سریال ها اغراق آمیز و آزاردهنده به نظر می رسد. انگار خود فیلمنامه نویس از قبول توی دلش گفته برای حال گیری این قسمت را می نویسم. گاهی رودست خوردن مثل فیلم سینمایی نیش دلچسب است، اما گاهی بوی خودنمایی فیلمنامه نویس را می دهد.پس خودت تا حالا در دلت نگفتی چیزی بنویسم که حال مخاطب را بگیرم؟در سریال «دزد و پلیس» برای غافلگیرکردن مخاطب تلاش کردم اما نمی دانم تا چه حد موفق بودم، البته آن هم در بستر قصه بود و به قصد خودنمایی نبود. در سن پطرزبورگ هم با پیمان کمی به این فکر بودیم.بین کارگردان هایی که با آنها همکاری کرده ای، چه کسی ذوق و طنز بیشتری داشته؟مهران مدیری، حس طنز فوق العاده ای دارد و اگر سرحال باشد به نظرم بهتر از بقیه است.اگر فرانک میلر را در مترو ببینی چه عکس العملی نشان می دهی؟خیلی خوشحال خواهم شد اما چون خجالتی هستم جلو نمی روم. اتفاقا یکبار فوتبالیست محبوبم، فن نیستلروی را در برزیل داخل یک رستوران دیدیم اما جلو نرفتم. اینقدر بال بال زدم تا اینکه وقتی بچه ها برای عکس گرفتن جلو رفتند من هم رفتم.پس با این سبیل خجالتی هم هستی؟آره من اصلا آدم جمع نیستم.
خوش تیپ ترین سیبیلویی که می شناسی، چه کسی بود؟فردی مرکوری روی اعصابم بوده اما جیمز هتفیلد را همیشه دوست داشته ام.با بالارفتن سن، سلیقه موسیقیایی ات تغییر نکرده؟دوره راهنمایی من هم زمان با دوران اوج موسیقی پاپ دهه ۸۰ بود. در دهه ۹۰ به شدت هوی متال باز شدم و این سبیل هم از همان زمان پیدا شد. از نیروانا و متالیکا تا پرل جم گوش می دادم. الان بیشتر bee gees و Abba و Beatles گوش می دهم. از دهه ۷۰ هم این نوع موسیقی را می پسندیدم. سلیقه موسیقی ما به همان خاله مان برده. یک دایی هم داشتیم که بیشتر راک گوش می داد و به وسیله او با Pink Floyd و Kiss آشنا شدم. من به موسیقی های جدید مثل رپ و هاوس و… اصلا علاقه ای ندارم اما از آلترناتیوها کلد پلی و ردیوهد را دوست دارم.دوست داری بعد از مرگ این آرشیو بزرگ فیلم و موسیقی ات را به چه کسی بسپاری؟به پسرم چون از الان خیلی به موسیقی راک علاقه دارد.خودت به راه راست هدایتش کردی؟نه خودش مسیرش را پیدا کرد. همین الان قبل از خواب متالیکا گوش می کند و اتفاقا من دارم تلاش می کنم موسیقی سبک تری حداقل در حد لذزپلین و پینک فلوید گوش بدهد.تو به عنوان یک شخصیت خونسرد معروف هستی. یعنی بلدی وقتی لجت در می آید، خودت را کنترل کنی؟من در ۹۵ درصد مواقع خیلی خونسرد هستم اما گاهی اوقات هم ناگهان خیلی خونسرد نیستم.این را پرسیدم که بدانم اگر درباره شلوارک صحبت کنیم، لجت رد می آید یا نه؟نه اصلا. متاسفانه لحن آدم در فضای مجازی منتقل نمی شود. در ماجرای شلوارک هم من اصلا عصبانی نبودم. آنجا هم اتفاقات کلی خوش گذراندم فقط احساس کردم باید به این موضوع جواب بدهم که دادم.نه من هم سوالی در این مورد نداشتم به خصوص حالا که لجت در نمی آید. اگر یک روز با جواد خیابانی، جواد محتشمیان و سرهنگ علیفر در آسانسور گیر کنی، دوست داری در آن لحظات با صدای کدام شان آرامش بگیری؟بیشتر دوست دارم از آقای علیفر بپرسم مشکلش با دفاع خطی چیه.
در مورد «و» گفتن ایشان هم اگر سوالی داشتی می توانی بپرسی.واقعا یکی از سوالات اصلی من این است ایشان در زندگی چه خاطره بدی از دفاع خطی داشته اند.چند تا آخرین بار در زندگی ات تجربه کرده ای که نمی دانستی آخرین بار است؟زمانی لاغر بودم و فوتبالم هم خوب بود، اما یک دفعه مینیسک و رباطم پاره شد و از فوتبال مدتی دور شدم. بعد ۱۰ کیلو چاق شدم و دیگر فوتبالم خوب نشد. چون آن زمان مصادف بود با ساخت سریال پاورچین به همین دلیل سه سال تنبلی کردم و زیر تیغ جراحی نرفتم و حتی فیزیوتراپی را هم نصفه و نیمه رها کردم.پس کلا آدم تنبل هستی؟من در همه چیز تنبلم به جز در قول و قرار گذاشتن و هر شب فیلم دیدن، اما پیمان از من زرنگ تر است.پیمان چرا پیر نمی شود؟نمی دانم. همه فکر می کنند پیمان برادر کوچک تر است اما پنج سال از من بزرگ تر است.
چقدر کی روشی پور هستی؟من کلا دوست دارم آدم های باسواد و متمدن در این کشور نتیجه بگیرند. همه می دانیم عده ای هستند که از باخت افرادی مثل کی روش خوشحال می شوند.به این فکر نمی کنی که در مقطعی افشین قطبی نماد جریان مورد علاقه تو بود و ممکن است دوباره زیر فشارها کم بیاورید؟قطبی هم بالاخره زمانی موفق بود. اصلا دوست دارم مدیر خارجی بیاورند که از بالا همه چیز را درست کند، ولی متاسفانه ظاهرا میز و صندلی ها را خیلی دوست دارند. همین بازی گوام را مطمئنم اگر با کمتر از پنج گل ببریم، باز هم عده ای که از ورزشگاه آزادی آن طرف تر را ندیده اند، مصاحبه می کنند کی روش چه کار کرده؟علی دایی در کجای این دسته بندی شما قرار می گیرد؟من طرفدار شماره یک علی دایی هستم و عکسش را به دیوار اتاقم چسبانده ام. در حقیقت از زمانی که در بانک تجارت بازی می کرد، طرفدار او بودم. علی دایی یک جنگجوی واقعی است. من اصلا بازیکنان تاحدودی خشن را دوست دارم.۱۷ شهریور ۵۲ کجا بودی؟احتمالا یا خواب یا دستشویی بودم. چون روز ۶ تای معروف دو سا لم بود. راستش من قبل از اینکه خودم بفهمم، پرسپولیسی شدم. چون پدر و مادرم اسمم را به خاطر مهراب شاهرخی انتخاب کردند. همه فکر می کنند اسمم برگرفته از شاهنامه است، در صورتی که پدر و مادرم کاملا فوتبالی و استادیومی بودند، بنابراین چاره ای جز پرسپولیسی شدن نداشتم.
اخبار فرهنگی- ماهنامه تبار ، برترین ها
مرتبط با فرهنگ و هنر
شایعه ازدواج خانم مجری با بازیگر مشهور از زبان ژیلا صادقی!
بازیگری که سرطان را شکست داد
پاسخ نویسنده مجموعه “عطسه” به منتقدانش: فکر می کنید آیتم کورش را براساس سفارش عربستان نوشتم؟
واکنش سیما تیرانداز به انتقادات به لهجه کاشانی اش:حالا مگر چه شده؟با لهجه من در کاشان زلزله آمده؟
«مدل» مرد ایرانی از زندان آزاد شد/تصاویر
سریال”معمای شاه” چقدر برای صداوسیما هزینه داشته؟
امیر تتلو یا بازیکن استقلال میشود یا لژیونر!
مجری «به خانه برمیگردیم» به آنفلوانزا مبتلا شد (+عکس)
«شهرزاد»، قصه عاشقیت در کودتا
The post مهراب قاسم خانی: با سِرسی لنیستر سلفی نمی گیرم! appeared first on مجله ی اینترنتی اچ فان.
عکس جدید شبنم قلی خانی
عکس جدید شبنم قلی خانی
جدیدترین عکس شبنم قلی خانی
جدیدترین عکس شبنم قلی خانی
جدیدترین عکس شبنم قلی خانی
شبنم قلیخانی در ۱۹ آبان ۱۳۵۶ در تهران زادهشد. شبنم فعالیت بازیگری را در سال ۱۳۷۶ با بازی در تئاتر آنتیگونه در تئاتر شهر تهران آغازنمود. او موردتوجه شهریار بحرانی قرارگرفت و در فیلم سینمایی مریم مقدس به کارگردانی وی درخشید. او نقش مریم، مادر عیسی مسیح را در این فیلم سینمایی ایفاکرد. او در نخستین مجموعهٔ تلویزیونی خود به نام اولین شب آرامش به کارگردانی احمد امینی درخشید. در سال ۲۰۰۵، شبنم نخستین اثر خود به نام حقیقت یک دستفروش را که یک فیلم مستند بود، کارگردانیکرد و وارد عرصهٔ کارگردانی شد. او تاکنون چندین فیلم مستند و کوتاه و یک فیلم انیمیشن را کارگردانی کردهاست.
شبنم یک سال بعد در مجموعهٔ تلویزیونی سالهای برف و بنفشه که از کانالهای اروپا، آمریکا و آسیا پخششد، ایفای نقش کرد. او به زودی با علیرضا افخمی آشناشد و در دو مجموعهٔ تلویزیونی پنجمین خورشید و پنج کیلومتر تا بهشت به کارگردانی وی درخشید. او به فاز دوم مجموعهٔ تلویزیونی سرزمین کهن به کارگردانی کمال تبریزی پیوست و در این نقش نیز ایفای نقش کرد. پنجشنبهٔ آخر ماه واپسین کار شبنم قلیخانی است که در سال ۱۳۹۰ ساختهشد. او همچنین دارای چندین جایزه و تقدیرنامه از جشنوارههای مختلف است.
او دارای دیپلم ریاضی فیزیک است و در دانشگاه در رشتهٔ تئاتر قبولشد و گرایش طراحی صحنه را برگزید. چندی پس از آن، در کنکور کارشناسی ارشد در گرایش کارگردانی تئاتر مشغول به تحصیل شد و هماکنون فارغالتحصیل شدهاست. او از سال ۲۰۰۴ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد ایران بود و به آموزش بازیگری و تئاتر میپرداخت. وی همچنین بازیگری به کودکان را برای چندین سال در یک مؤسسهٔ فرهنگی تدریس میکرد. او استاد کارگردانی تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی تهران است و لیسانس طراحی صحنه را در سال ۲۰۰۰ از دانشگاه آزاد اسلامی تهران دریافتکرد. او به علت کار شخصی همسرش و ادامه تحصیل در مقطع دکترای رشته کارگردانی تئاتر از ابتدای سال ۹۲ به استرالیا نقل مکان کرده است.
شبنم قلیخانی فعالیت بازیگری را در سال ۱۹۹۷ با بازی در تئاتر آنتیگونه آغازنمود. قلیخانی برای اجرای آنتیگونه در تئاتر شهر تهران روی صحنه رفت و موردتوجه شهریار بحرانی قرارگرفت و شهریار بحرانی از او در فیلم سینمایی مریم مقدس استفادهکرد. قلیخانی در این فیلم سینمایی نقش مریم، مادر عیسی مسیح را ایفاکرد. داستان این فیلم مربوط به بارداری مریم و سوء ظن مردم نسبت به او است.
در سال ۱۳۸۱، شبنم در فیلم عطش در نقش ندا ایفای نقش کرد و با بازیگرانی چون بهرام رادان، فریبرز عربنیا و شهرام حقیقتدوست همبازیشد. وی در سال ۱۳۸۴، برای بازی در مجموعهٔ تلویزیونی اولین شب آرامش به کارگردانی احمد امینی جلوی دوربین رفت. او در این مجموعه به همراهی بازیگرانی چون پرویز پورحسینی، اکرم محمدی، یکتا ناصر، مهدی پاکدل و آتیلا پسیانی درخشید. شبنم در سال بعد در مجموعهٔ سالهای برف و بنفشه به همراه سام درخشانی، لاله اسکندری، امیر آقایی و اسماعیل شنگله درخشید. این مجموعه از کانالهای اروپا، آمریکا و آسیا نیز پخششد. وی در سال بعد برای بازی در مجموعهٔ تلویزیونی نردبانی به آسمان به کارگردانی محمدحسین لطیفی جلوی دوربین رفت. بخشهایی از این مجموعه در شهر سمرقند و بخارا در افغانستان تصویربرداریشد.
در سال ۱۳۸۷، شبنم برای بازی در فیلم خاطره جلوی دوربین رفت و با بازیگرانی از جمله مهناز افشار، پژمان بازغی، لادن طباطبایی، پوریا پورسرخ و الیزابت امینی همبازیشد. پنجمین خورشید یکی از مجموعههای تلویزیونی است که شبنم در نقش هما ایفای نقش کرد. کارگردانی این مجموعه را علیرضا افخمی بر عهده داشت. داستان این مجموعه دربارهٔ دو دوست به نامهای محسن و همایون است که در سال ۱۳۶۴ و وضعیت ناخوشآیند اقتصادی زندگی میکنند. طی جریانی، محسن عتیقهای پیدا میکند و با آن به سال ۱۳۸۸ سفرکرده و دلباختهٔ دختری به نام هما میشود. قلیخانی دربارهٔ ایفای نقش هما در این مجموعه گفت:«میپندارم مهمترین دلیلی که موجبشد این نقش را با تفاوتهای بسیار آن با نقشهای پیشین خود بازیکنم، کمکهای آقای افخمی و سختگیریهای بهجای ایشان بود.» از بازیگران این مجموعه میتوان به حمید گودرزی و مریم کاویانی اشارهنمود. قلیخانی در مجموعهٔ تلویزیونی پنج کیلومتر تا بهشت به همراه بازیگرانی از جمله داریوش فرهنگ، مهدی سلوکی، پردیس افکاری، شهرام قائدی، نفیسه روشن و شهنام شهابی درخشید. کارگردانی این مجموعه را نیز علیرضا افخمی بر عهده داشت. داستان این مجموعه دربارهٔ جوانی به نام امیرحسین است که کارمند شرکت واردات داروی همایون است و مدتی است که به دختر همایون، آیدا (شبنم قلیخانی) علاقهمند شدهاست. سرزمین کهن یکی دیگر از مجموعههای تلویزیونی است که شبنم در آن به ایفای نقش پرداختهاست. فیلمبرداری این مجموعه از سال ۱۳۸۷ به کارگردانی کمال تبریزی آغازگردید و مدتی است که به دلیل اصلاحات متنی متوقف شدهاست و پس از بازنویسی مجدد فیلمنامه دوباره جلوی دوربین خواهدرفت. از بازیگران فاز نخست این مجموعه میتوان به ثریا قاسمی، الهام حمیدی و پژمان بازغی اشارهنمود. شبنم به همراه بازیگرانی از جمله شهاب حسینی، نیکی کریمی، محمدرضا فروتن و جعفر دهقان به فاز دوم این مجموعه پیوست.
پنجشنبهٔ آخر ماه واپسین فیلمی است که شبنم قلیخانی در آن ایفای نقش کردهاست. این فیلم در سال ۱۳۹۰ به کارگردانی ماشاءالله شاهمرادیزاده ساختهشد. این فیلم محتوای اجتماعی–مذهبی دارد و دربارهٔ چند جوان است که پارتی برگزار میکنند و روحانی وارد این خانه میشود. از بازیگران این فیلم سینمایی میتوان به محمود پاکنیت در نقش روحانی اشارهنمود.
شبنم نویسندگی و کارگردانی چندین فیلم کوتاه و مستند را بر عهده داشتهاست. در سال ۲۰۰۴، او نخستین فیلم کوتاه خود به نام واقعیت یک فروشندهٔ خیابانی را کارگردانیکرد. از فیلمهای کوتاه او میتوان به فیلم کوتاه زندگی اشارهکرد که او نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی آن را بر عهده داشت. داستان این فیلم کوتاه ۱۰ دقیقهای مربوط به یک زندگی و مرگ ساده است.
جدیدترین عکس شبنم قلی خانی
جدیدترین عکس شبنم قلی خانی
جدیدترین عکس شبنم قلی خانی
نوشته عکس جدید شبنم قلی خانی + بیوگرافی شبنم قلی خانی اولین بار در جزقل پدیدار شد.