بازیگر زن در بخش عکس بازیگران فتانه ملک محمدی بازیگر جوان فیلم سینمائی سوپر استار متولد ۱۲ اسفند ۱۳۶۸ در تهران است هنوز خودش را بازیگر نمیداند و تا هنرمند شدن راه درازی در پیش دارد. فتانه ملک محمدی همان بازیگر نوجوانی است که تهمینه میلانی در نشست مطبوعاتی فیلم سوپراستار کلی از او تعریف کرد و گفت: او را از بین صدها نفری که برای تست بازیگری آمده بودند، انتخاب کردم چون نوجوان فوقالعاده با هوشی بود. من خیلی خوش شانس بودم که با یک نوازنده حرفهای مواجه شدم. البته اگر این دختر نوازنده نبود، آموزشش میدادیم و تحت هر شرایطی از همین گزینه استفاده میکردم.
فتانه ملک محمدی همان بازیگر نوجوانی است که تهمینه میلانی در نشست مطبوعاتی فیلم سوپراستار کلی از او تعریف کرد و گفت: او را از بین صدها نفری که برای تست بازیگری آمده بودند، انتخاب کردم چون نوجوان فوقالعاده با هوشی بود. من خیلی خوش شانس بودم که با یک نوازنده حرفهای مواجه شدم. البته اگر این دختر نوازنده نبود، آموزشش میدادیم و تحت هر شرایطی از همین گزینه استفاده میکردم.
ملک محمدی چند روز بعد ثابت کرد که گفتههای تحسینآمیز میلانی بیدلیل نبوده است. او در مراسم اختتامیه بخش بینالملل دیپلم افتخار بازیگری را در بین فیلمهای مسابقه سینمای معناگرا برای نقش آفرینی در فیلم سوپراستار دریافت کرد.
این بازیگر نوجوان متولد ۱۲ اسفند ۱۳۶۸ است و تا چند روز دیگر تولد ۱۹ سالگیاش را جشن میگیرد. فتانه ملک محمدی در صحبتهایش مدام بر این نکته تاکید میکند که هنوز خودش را بازیگر نمیداند و تا هنرمند شدن راه درازی در پیش دارد

اول از همه، درباره لحظهای که رفتی بالای سن و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن بخش بینالملل را گرفتی، توضیح بده.
اصلا فکرش را نمیکردم که جایزه بگیرم. در بخش بینالملل اصلا نامزد اعلام نمیکردند. خانم میلانی صبح روز اختتامیه تماس گرفتند و گفتند بیا تالار وحدت. مراسم آن روز ۴۵ دقیقه دیر شروع شد. در سالن حوصلهام سر رفته بود. وقتی جوایز بخش معناگرا را میخواندند، من هیجان خاصی نداشتم. چون اصلا فکرش را نمیکردم که برنده شوم. وقتی بالای سن رفتم، خانم میلانی خیلی خوشحال شدند. اولین کسی بودند که به من تبریک گفتند و مرا بوسیدند.
خودت فکر میکردی بازیگر دیگری این جایزه را بگیرد؟
بله. فیلمهای زادبوم، هر شب تنهایی و وقتی همه خوابیم در بخشهای معناگرا و بینالملل و سینمای آسیا حضور داشتند. من خیلی خجالت کشیدم وقتی دیدم خانم مژده شمسایی، رویا تیموریان و لیلا حاتمی جزو بازیگران این فیلمها بوده اند و حالا منی که تازه کارم و بیست سال هم ندارم باید بروم روی سن. واقعا هم ترسیدم هم خجالت کشیدم. چون در آن مراسم در بخش بازیگری فقط نام یک بازیگر ایرانی خوانده شد.
لوح تقدیرت را کجا گذاشتهای؟
گذاشتم روی کمد کنار سازم. میخواهید متنش را برایتان بخوانم؟
بخوان.
در بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر، هیات داوران بخش مسابقه سینمای معناگرا دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش زن را به فتانه ملک محمدی برای بازی در فیلم سوپراستار محصول ایران اهدا نمود.
من فکر میکردم متن روی لوح شاعرانه باشد.
نه. شاعرانه نیست. البته من همین جملههای به قول شما غیر شاعرانه را هم خیلی دوست دارم. (میخندد)
از ماجرای بازیگر شدنت برایمان بگو.
در یک سایت سینمایی دیدم که خانم میلانی فراخوان تست بازیگری داده بود. من زمانی این آگهی را دیدم که خیلی دیر شده بود و مهلتش گذشته بود، اما ناامید نشدم. فرم را پر کردم و عکسم را فرستادم. بعد دفتر آقای نیکبین رفتم و تست دادم.
یادت میآید چند تا رقیب داشتی؟
حدود ۱۰۰ نفر به دفتر خانم میلانی آمده بودند. ایشان دنبال یک دختر پانزده شانزده ساله میگشتند. من سنم دو سه سال بیشتر بود اما چون چهره ام کمتر نشان میداد، انتخاب شدم. یکی دیگر از دلایلش چشمهای مشکی من بود. خانم میلانی دنبال یک دختری میگشت که مثل شهاب حسینی چشمهای مشکی داشته باشد و نوازندگی هم بلد باشد که من هر دوشرط را داشتم.
تست بازیگریات به چه صورت بود؟
من به منزل خانم میلانی رفتم. یک سکانس از فیلمنامه را به من دادند بازی کنم. آن سکانسی بود که رها، کوروش را در حالت غیرمتعادل میبیند. سکانس خیلی سختی بود، اما خانم میلانی با من سختگیرانه رفتار نکردند.
فکر میکنی چرا اسم فیلم را سوپراستار گذاشته اند؟
البته اولش قرار بود اسم فیلم «سوپراستار؟» باشد. یعنی یک علامت سوال هم جلوی سوپراستار داشت. منظورشان این بود که آیا واقعا سوپراستار یعنی این؟ یعنی یک آدم میگسار و معتاد به مواد مخدر؟ کوروشی که در فیلم میبینیم نمیتواند نمونه خوبی برای یک سوپراستار باشد. او به خودش غره شده و چشمش را به روی واقعیتها بسته. یک آدمی به نام رها پیدا میشود و بعضی چیزها را به او یادآوری میکند.
خودت دوست داری در آینده یک سوپراستار شوی؟
نمیدانم. برای من خیلی زود است درباره این چیزها صحبت کنم. خب سوپراستار شدن به لحاظ مالی خیلی خوب است. چون تهیهکنندهها با سوپراستارها قراردادهای بالا میبندند، اما دردسر هم دارد، چون مطبوعات زرد سوپراستارها را زیر نظر دارند و مدام برایشان شایعه میسازند.
خب حالا به نظر تو که وارد سینما شده ای، سوپراستارها واقعا آدمهای خودشیفتهای هستند؟
همه نوعش را داریم. مثل همه حرفهها که خوب و بد در آن زیاد پیدا میشود.
یعنی سوپراستارهایی داریم که شبیه کوروش فیلم شما باشند؟
از من میخواهید مثال بزنم و اسم کسی را بیاورم؟ نه. اصلا. ( میخندد)
از بین فیلمهای تهمینه میلانی کدامها را دیده ای؟
همهاش را دیدهام. اما نیمه پنهان را بیشتر از همه دوست دارم.
خانم میلانی نقش رها را چطور برای تو تعریف کردند؟
گفتند رها دختر باهوشی است که اعتماد به نفس خوبی دارد. او به زندگی یک سوپراستار وارد میشود و با شیطنتهایش او را آگاه میکند و میخواهد کوروش را از یک منجلاب بیرون بکشد.
دیالوگها را چطور حفظ میکردی؟
آن قدر تمرین کرده بودم که ملکه ذهنم شده بود. مساله ام حفظ کردن نبود، این بود که آنها را درست ادا کنم.
اسم این دختر چرا رها بود؟ چون برای رهایی یک نفر دیگر تلاش میکرد؟
فکر نمیکنم اسمش نمادین باشد. البته خانم افسانه بایگان میگفتند رها بهترین اسمی بود که میشد روی این دختر گذاشت. چون واقعا رها بود و اگر پدر و مادر درست و حسابی داشت، یک شخصیت مهمی میشد. مثلا یک نویسنده یا یک شاعر خوب.
فیلمبرداری در چه لوکیشنهایی انجام شد؟
یک ساختمان کلنگی در فرمانیه بود که در آن جا حدود ده تا فضای مختلف را ساختند. خانه شخصیتهای مختلف مثل سارا، خبرنگار، منشی صحنه، خود کوروش و مادرش و قسمتهایی از کارخانه و. . .
آقای نیکبین همسر خانم میلانی خودشان مهندس رشته معماری هستند. من خیلی از این رشته سر در نمیآورم، اما یک چیزهایی شبیه چوب آورده بودند و با آنها فضاهای مختلف را میساختند.
موسیقی را به طور جدی دنبال میکنی؟
ساز تخصصی من ویولن است. یکی دو سالی است که سنتور هم کار میکنم. به تازگی در رشته موسیقی قبول شدهام. برای ترم بهمن در دانشکده موسیقی تهران مرکز ثبتنام کردم.
رشته دوره دبیرستانت چه بود؟
من از اول موسیقی را دوست داشتم. میخواستم در هنرستان موسیقی درس بخوانم اما نشد. متاسفانه در کل تهران فقط یک هنرستان موسیقی دخترانه داریم که متقاضیاش هم خیلی زیاد است، به همین خاطر در دبیرستان رشته ریاضی فیزیک را انتخاب کردم. بعد برای پیشدانشگاهی به هنر تغییر رشته دادم.
موسیقی و هنر را خیلی بیشتر از ریاضی دوست داشتم. خدا را شکر که این سه سال دبیرستان به خوبی و خوشی تمام شد. اصلا آمادگی نداشتم که ریاضی را ادامه بدهم و در یک رشته فنی مهندسی درس بخوانم. سال ۸۶ و ۸۷ برای من خیلی سخت گذشت. تا بیست فروردین سر فیلمبرداری بودم و بعد از آن شروع کردم به خواندن برای کنکور موسیقی. میترسیدم کلاسهای مدرسه ایتالیایی را قبول نشوم و بشوم از این جا مانده و از آن جا رانده. بچههایی که در رشته ریاضی بودند با من فرق داشتند. آنها تعجب میکردند که من چطور این قدر کلاسهای متفرقه موسیقی میرفتم، چون خودشان هدفشان این بود که درسهایشان را خوب بخوانند و خانم مهندس شوند.
حالا هدف تو که دوست نداری خانم مهندس بشوی چه بود؟
من دوست دارم هنرمند شوم. هنوز به هدفم نرسیدهام. الان در رشته موسیقی خیلی مبتدیام. دوست دارم کارشناسی ارشدم را در رشته آهنگسازی قبول شوم، بعد بروم موسیقی فیلم بسازم؛ یعنی سینما و موسیقی را یک جوری با هم تلفیق کنم.
این طوری هم سینما را تجربه میکنی هم موسیقی. اگر میشد یک جوری رشته ریاضی را هم با اینها تلفیق کنی، زحمات سه سالهات در رشته ریاضی هم به هدر نمیرفت.
من موسیقی را یک بخشی از ریاضی میدانم. به قول آقای مهرجویی موزیسینها همهشان آدمهای منظمی هستند، چون در مغزشان یک تیکتاکی دارند. من موزیسین نیستم، اما اینها را دیدهام و شنیدهام. این تیک تاک باعث میشود که تو منظم باشی. منظمترین هنرمندها موزیسینها هستند. قوانین موسیقی خیلی به فرمولهای ریاضی شباهت دارد. موسیقی یعنی همه چیز؛ یعنی ریاضی، نقاشی، زبان، تکنیک، خلاقیت و… .
در دوران مدرسه جزو بچهدرسخوانها بودی؟
من به اجبار به رشته ریاضی رفته بودم. خیلی حال و حوصله فرمولهای خشک ریاضی را نداشتم. وقتی سه سال دبیرستان تمام شد، یک نفس راحتی کشیدم، گفتم خدایا راحت شدم. درسهای ریاضی سنگین بود. درسهای هنر هم سنگین بود. اما فرقش این بود که من رشته هنر را از ته دل دوست داشتم. عاشقش بودم.
در دوره دبیرستان هر روز صبح تا شب کلاس داشتم. کلاسهای مدرسه که تمام میشد، میرفتم کلاس زبان و موسیقی و… .
دوره دبیرستان را یک جوری گذراندم. شاگرد اول نبودم اما اوضاعم خیلی وخیم هم نبود. یک دوستی داشتم که از دوران بچگی تا پیشدانشگاهی با هم بودیم.
حتما از آنهایی بودهاید که لاستیک ماشین دبیرهایتان را پنچر میکردهاید و… .
نه بابا. در این حد هم نه. خیلی از دبیران ما ماشین نداشتند. چند تا هم پراید لیزینگ خریده بودند. آدم دلش نمیآید روی همچین ماشینی خط بیندازد و پنچرش کند!
کلاسهای متفرقهام برایم مهمتر از درسم بود. ۱۰ شب میرسیدم خانه و اصلا حوصله درس خواندن نداشتم. تازه باید ساز هم میزدم. به همین خاطر فردایش استراحت میکردم و سر کلاس نمیرفتم. از درس شیمی متنفر بودم و سر کلاسهایش نمیرفتم. امیدوارم این قسمتش را دبیر شیمیمان نخواند.
موسیقی را بیشتر از سینما دوست داری؟
خدایا! نمیدانم بگویم آره یا نه. میترسم این جمله را بگویم یک عده ناراحت بشوند. اما وقتی میروی در دنیای سینما خیلی توی چشم و زیر ذرهبین هستی. کلا من از موسیقی بیشتر لذت میبرم.
فتانه ملک محمدی , عکس بازیگران , بیوگرافی فتانه ملک محمدی
از آنهایی هستی که هر شب باید چند قطعه موسیقی گوش کنی؟
دقیقا. اگر گوش نکنم خوابم نمیبرد. من عاشق موسیقی کلاسیک هستم. کارهای شوپن و بتهوون را بیشتر از همه دوست دارم. کمیتاسک را هم دوست دارم. الان عضو ارکستر پارس هستم.
بازیگر شدنت باعث نشد به درسات لطمه بخورد؟
خیلی نه. یک ماه قبل از فیلمبرداری درگیر خواندن و تمرین کردن فیلمنامه و فن بیان شدم. تا نهم و دهم عید هم فیلمبرداری داشتیم. بعد از آن شروع کردم برای کنکور خواندن. در همان روزهایی که فیلمبرداری داشتیم، برای امتحاناتم به مدرسه میرفتم اما نمیتوانستم مثل بقیه همکلاسیهایم درس بخوانم.
اگر بپرسم از بازی در این فیلم چه خاطرهای داری، مطمئنم که میگویی همهاش خاطره بود. میخواهم بهترین خاطرهات را از اولین تجربه سینماییات بگویی.
آره خب واقعا همهاش که خاطره بود. ولی شیرینترین خاطرهام مربوط به روزی است که دیدم سر صحنه برایم جشن تولد گرفتهاند. صبحش امتحان داشتم. برنامهریزی خانم میلانی یک جوری بود که من به امتحاناتم برسم. ۱۲ روز از دوران فیلمبرداری من امتحان داشتم. همین طور نخوانده میرفتم سر جلسه امتحان! آن روز از سر جلسه که برگشتم، دیدم گروه فیلمبرداری برایم جشن تولد گرفتهاند و کیک و کادو خریدهاند. خیلی چسبید. روزی بود که میخواستم سکانس کلانتری را بازی کنم. آن سکانس را با اعتماد به نفس بالایی بازی کردم. من هر سال روز تولد پیش خانوادهام بودم. اما پارسال پیش یک خانواده دیگری بودم و این هم در نوع خودش خیلی خوب بود.
از بچگی به سینما علاقه داشتی؟
من از بچگی موسیقی را دوست داشتم. همین الان هم موسیقی را بیشتر از سینما دوست دارم. اولش هم که فرم بازیگری برای فیلم سوپراستار را پر کردم اصلا فکر نمیکردم انتخاب شوم، چون هم سنم بیشتر بود و هم این که من سابقه بازیگری نداشتم. بیعلاقه هم نبودم. در این حد که فیلم سینمایی ببینم. دوست داشتم شانسم را امتحان کنم. فکر میکنم شانس در خانه من را زد و من هم در را باز کردم.
تجربه همبازی شدن با شهاب حسینی چطور بود؟
آقای حسینی خیلی صبور و باحوصله بودند. به من خیلی کمک کردند. من اولش خیلی ترسیدم. چون دیدم عوامل فیلم همه حرفهای هستند. فکر میکردم اینها حوصله یک آماتور را ندارند. بعد که وارد کار شدم، دیدم همه مثل یک دوست با من رفتار میکنند.
اگر بخواهی دو تا بازیگر مورد علاقهات را نام ببری… .
بازیگر خوب خیلی زیاد است. نامردی است بخواهم فقط دو تا را انتخاب کنم. از بین مردها استاد عزتالله انتظامی و جمشید هاشمپور را دوست دارم. از بین جوانها بازی شهاب حسینی را دوست دارم. چون از ته دل انرژی میگذارد و هر چه توان دارد برای نقش صرف میکند. باز از بین جوانها بازی مهرداد صدیقیان را هم دوست دارم. فکر میکنم او هم مثل من بعد از خواندن یک آگهی تست بازیگری به دنیای سینما وارد شده است
فتانه ملک محمدی , عکس بازیگران , بیوگرافی فتانه ملک محمدی
بعد از سوپراستار پیشنهاد دیگری هم دریافت کردی؟
چند تا پیشنهاد دارم که تا قطعی نشود نمیتوانم اسمش را بگویم. دوست دارم کارم را در سینما ادامه بدهم. خیلی هم عجلهای ندارم.
واکنش دوستانت به بازیگر شدن تو چه بود؟
دوستان دوره پیشدانشگاهیام وقتی من سر صحنه بودم، مرتب برایم جزوه میفرستادند. من نمیتوانستم سر کلاسها بروم. دوستانم درسها را با من کار میکردند. بعد هم که برنده شدم، همه زنگ زدند و تبریک گفتند. کلا دوستانم و خانوادهام خیلی به من کمک کردند. من برای این فیلم خیلی استرس و هیجان داشتم.
قبول کنید جلوی دوربین یک کارگردان مطرح رفتن، مسوولیت بزرگی است. بازیگری استرس وحشتناکی داشت. من دست تک تک عوامل فیلم را میبوسم. خانم میلانی موقع کنکور خیلی به من روحیه داد. از عوامل فیلم متشکرم که توانستند یک بازیگر آماتور را تحمل کنند.
خانوادهات با بازیگر شدن تو مخالف نبودند؟
مشکلشان فقط درس من بود. میگفتند از درس ات عقب میافتی. من بعد از تمام شدن فیلمبرداری بکوب درس خواندم و خودم را به درسها رساندم و در رشته موسیقی دانشگاه آزاد تهران مرکز قبول شدم.
فتانه ملکمحمدی اگر یک دیوار سفید داشته باشد، رویش چه مینویسد؟
مینویسم به هر چه دوست داری فکر کن. مطمئن باش به آن میرسی. من معتقدم اگر از ته قلب به چیزی اعتقاد داشته باشی و بخواهی، به آن میرسی. من مطمئن بودم که یک روز وارد سینما میشوم، اما نمیدانستم از چه راهی. هر کسی از یک راهی به موفقیت میرسد.
فتانه ملک محمدی , عکس بازیگران , بیوگرافی فتانه ملک محمدی
فتانه ملک محمدی , عکس بازیگران , بیوگرافی فتانه ملک محمدی
فتانه ملک محمدی , عکس بازیگران , بیوگرافی فتانه ملک محمدی
The post عکس های شخصی فتانه ملک محمدی + بیوگرافی فتانه ملک محمدی appeared first on روزگار.
مرجان سپهری بازیگر زن جوانی که اکثر شما او را می شناسید مرجان سپهری متولد ۲۱ شهریور ۱۳۶۱ در تهران است.مرجان سپهری بازیگر جوان ایرانی که شاید بیشتر شما وی را در نقش دندانپزشک سریال ساختمان پزشکان بشناسید. مرجان سپهری قبل از این سریال نیز در سال ۱۳۸۶ در فیلم دایناسور به کارگردانی رویز شیخ طادی به نقش آفرینی پرداخته بود. مرجان سپهری از سال ۱۳۷۹ به بازی در تئاتر پرداخت و از سال ۱۳۸۴ با سریال راه شب در تلویزیون شروع کرد …سپهری بازی در سریال اغما ساخته ی سیروس مقدم و سریال هویت ساخته ی مهدی ودادی را در کارنامه ی خود به ثبت رسانده است
عکس هایی جنجالی از مرجان سپهری و پیامدهای آن
عکس هایی جنجالی از مرجان سپهری و پیامدهای آن آخرین نیوز نوشت چادر در فرهنگ ایرانی یک نماد درستکاری و تقوا برای یک زن ایرانی است. توضیح: البته زنان با تقوای ایرانی صرفاً چادری نیستند. لذا باید چادر بواسطه این طرز نگاه در عرف جامعه ایرانی به آن، مورد حرمت قرار گیرد
هیچ اشکالی ندارد که این بازیگر سینمای ما عکس هایی با چادر ملی به سبک مدل ها گرفته، اشکال کار در آنجایی است که با قرار دادن عکس های دیگر این بازیگر در کنار عکس های با چادرش، این مطلب به بیننده القا می شود که گویا چادر یک وسیله ای برای تبلیغ یا ابزاری برای خودنمایی به کار رفته است. عرف جامعه ایرانی نمی پسندد که یک زن چادری، عکس های متفاوت و دگر گونه ای نیز داشته باشد!
البته متذکر می شود که قطعاً عکس های با چادر ملی از سوی هنرمندان پسندیده است چرا که آنها الگوی جوانان ما هستند، اما ای کاش برخی از بازیگران این الگو بودن را برای تمام عکس هایشان به یاد داشته باشند.
مرجان سپهری که متولد سال ۶۴ است در سریال هایی همچون: روز حسرت(۸۷) ، ساختمان پزشکان(۸۹) ، مسیر انحرافی (۹۰) ، اغما (۸۷) و در فیلمهای سینمائی: مبارک(۹۳) ، فصل فراموشی زیبا (۹۲) و دایناسور (۸۷) بازی کرده است
وی همچنین در تله فیلم هایی همچون : ساعت ۲۵ ، هما ، جراحت ، جشن ایرانی ، مرشد بازی و رئیس ایفای نقش کرده است.
سری جدید عکس های جدید و دیده نشده مرجان سپهری
مرجان سپهری , عکس بازیگران , بیوگرافی مرجان سپهری
مرجان سپهری , عکس بازیگران , بیوگرافی مرجان سپهری
مرجان سپهری , عکس بازیگران , بیوگرافی مرجان سپهری
The post عکس های شخصی جدید مرجان سپهری + بیوگرافی مرجان سپهری appeared first on روزگار.
سری جدید عکس های لاله اسکندری در بخش عکس بازیگران و مصاحبه با لاله اسکندری و همسرش ۲ روز بعد از ازدواج که بسیار خواندنی می باشد خانم لاله اسکندری دوربین کوچک علی زارع را میدید و او را دست میانداخت. هرچه باشد او گرافیک خوانده و بعد کاشیکاری و طراحی با موزاییک را آموخته و عکاسی هم یکی از علایق اوست
خانم اسکندری دوربین کوچک علی زارع را میدید و او را دست میانداخت. هرچه باشد او گرافیک خوانده و بعد کاشیکاری و طراحی با موزاییک را آموخته و عکاسی هم یکی از علایق اوست. با این وصف بیدلیل نیست که به یک مهندس خوب مهربان که او هم به نوعی در کار هنرهای تجسمی فعالیت دارد، علاقهمند شده باشد. ما با آقای داماد دو روز بعد از مراسم ازدواج در محل قرار مصاحبه آشنا شدیم؛ ساسان فیروزی
دور از هیاهوی بازیگری، لاله و ساسان یک زندگی تازه را ساختهاند. خوب و با برنامهریزی و حسابشده. این سرنوشت دختری است که یکی از بازیگران باشخصیت سینمایماست. بازیگری که وقتی بازی نمیکند هم تلاش میکند تاثیر اجتماعی یک هنرمند را داشته باشد و بنابراین اتوبانهای شهر سیمانی ما را زیبا میکند و وقتی هم که ازدواج میکند، دور از هیاهو و جاذبههای دنیای بازیگری و شهرت، به ندای دل و عقلش گوش میکند و تحصیلات و شخصیت و جایگاه اجتماعی شریک زندگیاش را هم مدنظر میگیرد. لاله و ساسان در کارت دعوت عروســیشان نوشته بودند: «ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید/ هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند». دعایشان کنید که برسند به آن مقصد عالی که شایستگیاش را دارند.
در تبریز بود که یک دل نه صد دل…
از داماد پرسیدیم: خانم اسکندری معروفند که خارج از حوزه بازیگری کارهای زیادی انجام دادند، هم در حوزه شهری و معماری و هم عکاسی. برای شما کدام جنبه از فعالیتهای ایشان مهمتر و جذابتر بود؟
ماجرای آشنایی شما از کجا شروع شد؟
در سال ۱۳۸۶ یک نمایشگاه صنعت ساختمان در تبریز بود که من آنجا غرفه داشتم و لاله اسکندری هم برای بازدید به آنجا آمده بودند و در آنجا با هم آشنا شدیم.
خانم اسکندری شما با این همه مشغله و کار، نمایشگاه هم تشریف میبرید؟
بله، من به خاطر کار و تجربه ای که دارم و رشته تحصیلیام که گرافیک بوده است، علاقه زیادی به این رشته دارم و چون در دکوراسیون و کارهای پتینه و موزاییک و بحث چیدمان خانه و بخش زیباییشناسی آن سالها فعالیت میکنم، به دیدن آثار علاقمند هستم و به دیدن نمایشگاه رفتم تا ببینم میتوانم در بخش خارج از تهران هم مشارکت داشته باشم. شرکت ساسان در همان نمایشگاه غرفه داشت و من برای دیدن غرفه و بازدید شرکت آنها رفتم.
میخواستم با نوع این فعالیت نیز آشنا شوم و من در کارهای طراحی با شرکت ایشان مشغول کار شدم و یکسری کارهای تبلیغاتی با هم انجام دادیم و اینجا بود که آشنایی ما آغاز شد. البته بعضی از دوستان هم این وسط بودند که حالا اسم نمیبرم ساسان: (باخنده) همانجا بود که یک دل نه صد دل …
لاله: حالا… معلوم است که چه کسی!
وقتی در تبریز با هم آشنا شدید، شما خانم لاله اسکندری را میشناختید؟
ساسان: بله، اتفاقا مادر من سریال خاک سرخ و خانم اسکندری را خیلی دوست داشت و سریال مشق عشق را من و مادرم با هم تماشا میکردیم و ایشان همیشه میگفتند، خانم اسکندری شخصیت جالبی دارد
گفتید دنبال آدم خاص میگشتید، معنای این خاص بودن چیست؟
ساسان: شاید شما هم با من هم عقیده باشید که زندگی اکثر مردم با دروغ گره خورده است، اما بزرگترین ویژگی لاله این است که بلد نیست دروغ بگوید.
ارتباط سن و سال و زندگی مشترک
بسیاری از بازیگران رده سنی خانم لاله اسکندری عملا در مورد ازدواج راغب نیستند و علاقهای ندارند. خانم اسکندری، علت این مسئله چیست؟
ساسان: (با خنده …) خب، مورد خوب پیدا نکردهاند.لاله: اکثر خانمهای مجرد بازیگر الان یک بار ازدواج کردهاند… میتوانم بگویم معمولا خانمها در دو مقطع سنی میل به ازدواج دارند، یکی در سنین پایین؛ از ۲۰ تا ۲۴ سال که هیجان و تب بزرگ شدن و تشکیل خانواده دادن اهمیت دارد. مثلا من خودم یادم هست که سنین ۲۲،۲۳ سالگی چقدر بین دوستانم راجع به این موضوع حرف می زدیم، اگرچه سن ما واقعا کم بود
اما بعد دوره استقلال مالی می رسد که به نظر کمی ازدواج را زیر سایه خود قرار می دهد.
بله، ولی از این سن که میگذری و وارد بازار کار میشوی، روابطت تغییر میکند و کلا از حال و هوای ازدواج فاصله میگیری، اما در یک سنی به بلوغ فکری و رشد اجتماعی میرسی و این معمولا با یک دهه وقفه اتفاق میافتد. معمولا ازدواجهای این چنینی بالای سن ۳۴،۳۵ اتفاق میافتد. من خودم در کارهای مختلف هنری و حرفهای شرکت داشتم. تقریبا در دو، سه حوزه اینقدر فضاها برایم جذاب بود که خیلی نیاز به تشکیل خانواده در من وجود نداشت، ولی بعد از یک دوره، وقتی به چیزهایی که میخواهی میرسی و انتظارات بیرونی را مرتفع میکنی، برمی گردی به نیاز تشکیل خانواده دادن و متوجه میشوی که دیگر پدر و مادر قادر به برطرف کردن آن نیازها نیستند و نیاز به یک شخص سومی هست و خودت به عنوان یک فرد میخواهی این بخش زندگی را نیز تجربه کنی.
ترس های طبیعی از ازدواج
لاله اسکندری در قسمتی از مصاحبه به این نکته اشاره کرد که بعضی از همکاران بعد از ازدواج دچار مشکلاتی شده اند و همین مسئله باعث جدایی یا بروز برخی مسائل در زندگی حرفه ای ایشان شده است. او درباره این مسئله که چرا خیلی از بازیگرهای همنسل او تن به ازدواج نداده اند، چنین می گوید: «گاهی برای بعضی از افراد هنوز این جذابیت وجود دارد که باید در بازار کار و حرفه بیشتر فعالیت داشته باشند و تصور میکنند که شاید ازدواج این روند را برایشان کُند کرده یا مانع شود یا اصلا اجازه نداشته باشند کار کنند.خب خیلی از دوستانی که ازدواج کردند، متأسفانه همسرانشان این شرایط را برایشان گذاشتند که دیگر کار نکنند و این به نظر من رفتار درستی نیست.»
به امید یک زندگی شاد و طولانی
فیلم های سینمایی لاله اسکندری
دولت مخفی (۱۳۹۱)
خشاب خالی (۱۳۸۷)
آخرین نقش (۱۳۸۶)
مخمصه (۱۳۸۶)
آفتاب بر همه یکسان میتابد (۱۳۸۵)
راننده تاکسی (۱۳۸۵)
شوریده (۱۳۸۳)
گرداب (۱۳۸۳)
این زن حرف نمیزند (۱۳۸۱)
شراره (۱۳۷۸)
متولد ماه مهر (۱۳۷۸)
سریال های لاله اسکندری
خاک سرخ
مشق عشق
در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی)
همچون سرو (بیژن بیرنگ، ۱۳۸۹)
مادر (بیژن بیرنگ، ۱۳۸۹)
اولین انتخاب ۱۳۹۲
دولت مخفی ۱۳۹۳
پنهانی عشق، (حجت قاسم زاده اصل)
سری جدید عکس های جدید و دیده نشده لاله اسکندری و خواهرش ستاره اسکندری
The post عکس های جدید و دیده نشده لاله اسکندری سری دوم appeared first on روزگار.
مهناز افشار (متولد ۲۱ خرداد ۱۳۵۶ در تهران) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است.مهناز افشار دیپلم اش را در رشته تجربی گرفت و برای ادامه تحصیل به مدت چهار سال در مؤسسهای غیرانتفاعی به تحصیل در رشته تدوین پرداخت. خانواده اش ریشه مذهبی دارند، به همین دلیل هم در ابتدا مخالف بودند که دخترشان وارد بازیگری شود. در کلاسهای بازیگری استاد حمید سمندریان تعلیم دید.مهناز افشار بازیگری را با مجموعه تلویزیونی گمشده در سال ۱۳۷۷ آغاز کرد و پس از آن با ایفای نقش در فیلم دوستان به کارگردانی علی شاه حاتمی در سال ۱۳۷۷ به سینما راه یافت و با ایفای نقش در فیلم شور عشق به کارگردانی نادر مقدس در سال ۱۳۷۹ به شهرت رسید. شباهت زیاد مهناز افشار به گوگوش، خواننده مشهور، در توجه رسانهها به او در شروع کارش تأثیرگذار بود
مهناز افشار در دههٔ هشتاد از چهرههای تأثیرگذار سینمای تجاری ایران شد و در سالهای پایانی این دهه با بازی در فیلمهای کارگردانان متفاوت سعی کرد تصویر شناختهشدهاش را تغییر دهد؛ تلاشی که به دریافت چندین جایزه و تقدیرنامه از سوی منتقدان و جشنوارههای داخلی انجامید. مهناز افشار، در سال ۹۳ در یکی از نقشهای اصلی در فیلم «آموزگار» به کارگردانی ناصر سعیداف، کارگردان سرشناس تاجیک، ایفای نقش کرد.مهناز افشار در خرداد ۱۳۹۳ با محمد یاسین رامین فرزند محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره دوم ریاست جمهوری محمود احمدینژاد ازدواج کرد.شایعات رسانه ها در مورد ازدواج او با واکنش تند او در توییتر همراه بود
رشته تحصیلی مهناز افشار در دبیرستان علوم تجربی بود و برای ادامه تحصیل بمدت چهار سال در یک موسسه غیر انتفاعی به تحصیل در رشته تدوین پرداخت.
بازیگری مهناز افشار از تلویزیون و با مجموعه تلویزیونی (عشق گمشده) در سال ۱۳۷۶ آغاز شد.
شباهت بیش از حدمهناز افشار به فائقه آتشین (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم « شور عشق » به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم « خاکستری » مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم « نگین » به سینما بازگشت
مهناز افشار با فیلم (دوستان) به کارگردانی علی حاتمی در سال ۱۳۷۷ به سینما راه یافت به اتفاق محمد رضا گلزار با حضور در فیلمهای (کما)، (زهر عسل)، (۱۳ گربه روی شیروانی)، ( تله)، (آتش بس) و (کلاغ پر) به نوعی میتوان گفت که یک زوج هنری تشکیل داده بودند
شایان ذکر است که فیلمهای یاد شده همگی از پر فروشهای زمان خود بوده اند.
به اعتقاد مهناز افشار بازی رئال خیلی سخت تر از انواع دیگر است در حالیکه مخاطبان سینما به دیدن وی در فیلم هایی که صرفا گیشه را مد نظر داشتند عادت کرده بودند،مهناز افشار با ایفای نقش کوتاهی در فیلم “سالاد فصل” نشان داد که توانایی هایش بسیار بیشتر از حضور صرف در این فیلمهاست و با بازی در (آتش بس) مهر تاییدی بر این مدعا زد برای قبول یا رد یک پیشنهاد با تهمینه میلانی، فریدون جیرانی و محمدرضا شریفی نیا همیشه مشورت میکند و اعتقادی به داشتن مدیر برنامه ندارد
مهناز افشار حضور در “دعوت” حاتمی کیا را برای خودش اتفاق بزرگی میداند و از این اتفاق ابراز خوشحالی میکند. قرار بود در سریال “شمس العماره” به کارگردانی سامان مقدم ایفای نقش نماید اما از حضور در این کار تلویزیونی انصراف داد. دلیل این انصراف جراحی دهان و لثه ذکر شد
در سالهای اخیر از مهناز افشار بعنوان پولسازترین سینمای ایران یاد شده و حضورش در هر فیلم با فروش خوبی مواجه بوده است.
مهناز افشار در میان ورزشها به اسکی و شنا علاقه دارد و به آنها می پردازد و البته والیبال هم جزء ورزشهای مورد علاقه ی اوست. در بیشتر نقشهایی که بازی کرده به ارائه کاراکتر یک دختر شوخ و اجتماعی و برون گرا می پردازد.
مهناز افشار کاراکترهای خاکستری را به نقشهای کاملا مثبت و کاملا منفی ترجیح میدهد و معتقد است خاکستری بودن یک کاراکتر کمک میکند که تماشاگر تا انتهای فیلم برود و منتظر کشف جدیدی باشد. همیشه دوست داشت نقشهای متفاوت و عجیب غریب بازی کند و می گوید: “آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژ پشت نتردام را بازی کنم.“
مهناز افشار می گوید تبریک تولد بهترین شادباشی است که تاکنون شنیده است و به معنای واقعی تولد را دوست دارد. خود را خیلی شکمو میداند و غذا خوردن را هم دوست دارد و می گوید: “به نظرم دست پختم عالی است چون به دلیل شکمو بودنم برای غذا پختن وقت می گذارم و طعم غذا هم برایم اهمیت فراوانی دارد” غذاهای مورد علاقه اش لوبیا پلو و ماکارونی است و به خاطر همین علاقه این غذاها را خیلی خوب می پزد.
مهناز افشار می گوید در زندگی همه چیز را فقط از خدا میخواهم و بس.
مهناز افشار مدتی شوی لباس داشت اما به خاطر وقت گیر بودنش از این کار صرف نظر کرد. در سینما به قسمت و اتفاقات ناشی از آن که برای آدمها رخ میدهند اعتقاد دارد و می گوید “من معتقدم که مسیرم مشخص شده است.” در کودکی از کارهای سخت که هیجان زیادی داشت لذت میبرد و به همین دلیل هیچوقت دوست نداشت دکتر یا مهندس شود بلکه میخواست راننده کام یون باشد.
مهناز افشار پس از اینکه بازی در فیلم “امشب شب مهتابه” را به پایان رساند در آفریقای جنوبی فیلم کوتاهی با عنوان “سیاه و سفید” پیرامون زندگی نلسون ماندلا ساخت که در آن موضوع آپارتاید را مورد توجه قرار داده است.
اگر قرار باشد برای معرفی دنیا به فضایی ها یک فیلم را انتخاب کند آن فیلم “اشکها و لبخندها” خواهد بود.
مهناز افشارعاشق تزیینات منزل است و دوست دارد هر چند سال یکبار فضای جدیدی برای خانه طراحی کند. همیشه وقتی فیلمهای خودش را می بیند احساس می کند راضی نیست و انگار خودش را در فیلمها دوست ندارد
در اسفند ۱۳۸۶ در حمایت از کودکان کار بخشی از دستمزد یکی از فیلمهای خود را به آموزش این کودکان هدیه کرد. اعتقاد دارد که اتفاقهای خوب برایش دیر رخ داده اند اما با این حال خوشحال است که پله پله جلو میرود و پیشرفت میکند
مهناز افشار جنگ را ترسناک ترین پدیده در دنیا می داند. در تنها دوره برگزاری مراسم زرشک زرین سینمای ایران فیلم” شور عشق” جایزه زرشک زرین را دریافت کرد. وی که در این فیلم بازیگر نقش اول بود اعتقاد دارد اختصاص یافتن زرشک زرین به “شور عشق” باعث شد که فیلم دیده شود. پول را خیلی دوست دارد و شاید عجیب باشد که به خرج کردنش – چه برای خودش و چه اطرافیانش- هم علاقمند است.
مهناز افشار تا قبل از حضور در فیلم “دعوت” تجربه اسب سواری نداشت و برای ایفای نقشی که در این فیلم داشت قبل از هر کاری به سوار کاری رفت.
مهناز افشار , عکس بازیگران , بیوگرافی مهناز افشار

مهناز افشار , عکس بازیگران , بیوگرافی مهناز افشار

مهناز افشار , عکس بازیگران , بیوگرافی مهناز افشار
The post بیوگرافی و عکس های شخصی جدید مهناز افشار appeared first on روزگار.
وقتی جواد خیابانی اعلام کرد نامزد انتخابات مجلش شده خبرش مثل بمب ترکید. یکباره جواد خیابانی در صدر واکنش های مجازی قرار گرفت. اینکه گزارشگر خبرساز مسابقات فوتبال تصمیم گرفته است کاندیدای انتخابات مجلس شود. او که خودش چند وقتی است می گوید دانشجوی دکتری شده و البته به عنوان استاد در دانشگاه علمی – کاربردی تدریس می کند، برای آینده تصمیمی جدید گرفته است، رفتن به مجلس شورای اسلامی
جواد خیابانی در دهه ۷۰ بی شک یک سوپر استار بود. گزارشگر و مجری خوش صدایی که تا قبل از اوج گرفتن عادل فردوسی پور ، به دلیل گزارش های فوتبالی زیبایش و البته آشنایی نسبتا مناسبش در مقایسه با سایر رقیبان با فوتبال روز دنیا، کانال های گرفتن اخبار داغ و کمی هم زبان انگلیسی ، متفاوت از رقبایش بود و پیشگام تر. او با گزارش های به یاد ماندنی از استرالیا و جام جهانی ۹۸ فرانسه به یک سوپر استار تبدیل شد اما در دهه ۸۰، جواد که وارد بیزنس و زندگی شده بود. او که حالا به دلیل فعالیت در کانونی تبلیغاتی و رفتن روی استیج های مختلف به عنوان مجری و مشاوره دادن به بسیاری از باشگاه های ورزشی، کمتر زمانی برای مطالعه داشت، در رقابت با چند مجری، گزارشگر جوان مثل عادل فردوسی پور، مزدک میرزایی و رضا جاودانی، سیری نزولی در پیش گرفت
او هر روز میزان اشتباهاتش بیشتر و بیشتر می شد اما این تمام ماجرا نبود. او که بی میلی در گزارش کردن هایش مدام بیشتر به چشم می آمد با گفتن «قطعا» و «حتما» های پیاپی برای عباراتی مثل «این توپ حتما گل می شه، نه گل نمی شه» یا اشتباهات بسیاری که هر بار و هر بار تکرار می شدند و با جست و جویی کوچک در اینترنت، کتابی از آنها را می توان ردیف کرد، به سوژه ای برای انتقاد تبدیل شد. جواد اما برای منتقدان جمله ای کلیشه ای داشت: «این قدر علیه من بنویسید تا جان تان در بیاید.» و بعدها این لحن را حتی تندتر کرد و این اواخر برای آنها که فوتبال را با گزارش صدای او دوست نداشتن گفت: «کار گزارشگر گزارش است و کار بیننده گوش کردن. اگر دوست ندارند یا صدای تلویزیون را ببندند یا کانالش را عوض کنند!»
جواد خیابانی , بیوگرافی جواد خیابانی , جواد خیابانی نامزد مجلس
او که آخرین بار حتی خبر نداشت منصور پورحیدری به دلیل بیماری شدید روی نیمکت استقلال در بازی با صبا نیست و گفت او رو به هواداران دست تکان می دهد، حالا می خواهد فصلی جدید را در زندگی اش تجربه کند. ورود به مجلس از شهر کرج. شهری که ۳ نماینده در مجلس دارد و نزدیک به ۳۰ نفر برای این ۳ کرسی کاندیدا شده اند. با اعلام خبر ثبت نام خیابانی که خودش اولین بار آن را در باشگاه سایپا و در جمع دوستانش طرح کرده بود و خبرش درمجله تماشاگران امروز منتشرش شد ، فصلی جدید را در زندگی اش آغاز کرده است. فصلی که سوژه ای شده برای کاربران فضای مجازی. کامنت های بی شماری که در کمپین حمایت از خیابانی به راه افتاده تا خبرنگاران ورزشی شبه روشن فکری که این طور مواقع راه می افتند و ژست آوانگارد می گیرند تا بگویند متفاوت هستند و حالا برای خیابانی خط و نشان می کشند اما رفتارهای فرصت طلبانه شان شهره اهالی ورزش است
کامنت هایی که در آنها بسیارند عباراتی که پیشتر جواد خیابانی به اشتباه در گزارش های فوتبالش استفاده کرده است و حالا با عباراتی در مجلس شبیه سازی شده اند. این که شعار انتخاباتی او بی شک از بازی ایران و استرالیا گرفته می شود و خواهد بود:«گل … گل … خداداد عزیزی … گل!» و عباراتی که کاربران مختلف در فیسبوک ، توئیتر و اینستاگرام های شان نوشته اند. جملاتی چون: «فعلا نام خیابانی را با مداد در لیست مجلس شورای اسلامی بنویسید
یا «خیابانی به اصلاح طلبا میگه گوش چپ به اصولگراهام میگه بال راست» عبارت هایی که برگرفته از حرفهای فوتبالی او هستند مثل: «بذارید به صراحت بگم که دو دقیقه وقت به پایان مجلس باقی مونده» یا «فکر کن خیابانی نماینده مجلس بشه جریان رأی گیریهای مجلس رو بهش میسپارن گزارش کنه: هر نماینده قطعا ۱ رأی داره و ۲ رأی نداره، رأی بعضیا رأی تره.» و جملاتی مثل: «چه جالب فامیلی رئیس مجلس با رئیس قوه قضاییه یکیه بله به گمونم بردار باشن» یا «چه جالب فامیلی رئیس مجلس با رئیس قوه قضاییه یکیه بله به گمونم بردار باشن.» و عبارت هایی مثل« لایحه رای می یاره، رای میاره، رای میاره … نه تصویب نمی شه!» پست هایی که مدام در فضای مجازی دست به دست می شوند و نشان از اهمیت موضوع کاندیداتوری برای این کاربران داشته است! خیابانی گفته روز پنجشنبه در فرمانداری کرج برای انتخابات ثبت نام می کند. البته اگر این بازتاب ها باعث انصرافش نشود
شعار انتخاباتی جواد خیابانی
جواد خیابانی برای حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی از کرج کاندیدا خواهد شد. وی این خبر را تایید کرد و شعار انتخاباتی اش را هم "من نوکر شما هستم نه نماینده شما" اعلام کرد.
گزارشگر قدیمی رسانه ملی همچنین گفت: «هیچ کس بر دیگری برتری ندارد. همه یکسان و مساوی خلق شده اند… نه من استادم و نه تو شاگرد… همه با هم یک هدف داریم. آبادی ایران و رفاه مردم.»
جواد خیابانی , بیوگرافی جواد خیابانی , جواد خیابانی نامزد مجلس
جواد خیابانی عنوان کرد: «به شرافتم قسم می خورم که اگر ذره ای در رفتارم تغییر ایجاد شود… اگر ریالی به حساب همیشه خالی بانکی ام اضافه شود… اگر حقی را پایمال کنم… آن روز… روز مرگ من خواهد بود… من تا آخرین حد توانم برای گرفتن حق مردم شهرم تلاش خواهم کرد… کرج را ایران کوچک می نامند… مردم کرج به صف شوند، راهبری من را عهده دار شوند، من به عنوان سخنگوی آنان… کرج را پایتخت تمدن و تعاون و رفاه خواهم کرد.»
وی ادامه داد: «عشق من گزارشگری نیست. عشق من مردم هستند و من زاده مادری از تبار مادران پاک این سرزمین… و همچنان به عشق مردم در کنار آنها خواهم بود.»
خیابانی درباره اینکه با این اتفاق، آیا دیگر گزارش نخواهد کرد گفت: «من رسانه رسانای مردم شهرم خواهم شد و بله صدای من همیشه از اعماق قلبم به فضای پاک سرزمینم خواهد رسید… شنونده ها زیادند… شنونده هایی که هر لحظه با مرام خود و شیوه پاک و با ایمان و اعتقاد خود، بهترین گوینده های این سرزمین هستند… من نوکری مردم را خواهم کرد… کما اینکه همیشه بوده ام… از آنها جدا نبوده نیستم و نخواهم شد. هر چند در این مدت باقیمانده تا انتخابات قرار نیست گزارش کنم. با این وجود نظر سازمان مهم است.»
جواد خیابانی , بیوگرافی جواد خیابانی , جواد خیابانی نامزد مجلس
"جواد خیابانی" گزارشگر و مجری ورزشی صدا و سیمای ایران با ماشین شخصی اش در جشن بزرگ مبعث در رامیان حضور پیدا کرد.
جواد خیابانی (۲۷ آبان ۱۳۴۵، کرج) تهیهکننده، گزارشگر و مجری برنامههای ورزشی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.
بیوگرافی جواد خیابانی
وی متولد ۲۷ آبان ۱۳۴۵ در شهر کرج است. در همین شهر تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در هنرستان بهشتی به پایان رسانید. در سال ۱۳۶۴ در رشته مهندسی متالورژی – ریخته گری – از دانشکده تربیت، دبیر فنی تهران واقع در لویزان دانشآموخته شد.[نیازمند بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها – ] سپس در سال ۱۳۶۸ به عنوان مدرس هنرستان در دروس فنی به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد. دو سال نیز در هنرستان رجایی بندر عباس به عنوان معاون آموزشی (ناظم هنرستان) مشغول به کار شد
در سال ۱۳۷۳ در آزمون جذب گزارشگر و مجری ورزشی تلویزیون ایرانIRIB پذیرفته شد. از آن زمان تا به حال به عنوان تهیهکننده، گزارشگر و مجری برنامههای ورزشی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران کار میکند.
تولد و کودکی جواد خیابانی
در بیست و هفتم آبان ۱۳۴۵ در محله کارخانه قند کرج – کوچه شالچی – به دنیا آمد. او پنجمین فرزند از بین هشت فرزند خانواده خود میباشد. تا ۶ سالگی مقیم کرج بود تا اینکه در سال ۱۳۵۱ به تهران آمده و در دبستان جیحون در خیابان هاشمی دوران ابتدایی را پشت سر گذاشت. او شاگرد اول کل دبستانهای منطقه ۱۰ آموزش و پرورش تهران شد و در آزمون دانش آموزان با استعداد در کنکور استعدادهای درخشان و نیز سنجش مدرسه آلمانیهای قلهک شرکت کرد و در هر دو مورد قبول شد اما به خاطر محدودیتهای مالی نتوانست ثبت نام کند و پس از ۵ سال اقامت در تهران مجددا در سال ۱۳۵۷ به کرج بازگشت تا در شهرک کارمندی وابسته به وزارت کشاورزی موسوم به شهرک نهال و بذر کرج مقیم شود. پدر او انباردار اداره اصلاح بذر کرج بود.
نوجوانی جواد خیابانی
از همان دوران نوجوانی به کسب درآمد پرداخت و در ۱۳ سالگی به عنوان کارگر ساده در شرکت کنسرو سازی شمشاد به کار مشغول شد. خودش در این باره میگوید در آن سالها در هر ماه ۶۰۰۰ ریال حقوق میگرفتم که نصف آن را به مادرم میدادم و با بقیه پول مجلات کیهان ورزشی و دنیای ورزش را میخریدم تا عشق و علاقه خودم را به ورزش سیراب کنم
در سال ۱۳۶۰ بعد از طی دوران مدرسه راهنمایی در هنرستان شهید بهشتی کرج ثبت نام کرد و در طی ۳ سال اول تحصیل در این هنرستان که در محله فرح دشت کرج قرار داشت به عنوان شاگرد اول هنرستان انتخاب شد اما در سال چهارم به خاطر حضور فراوان در مسابقات ورزشی مدارس کاملا از درس عقب افتاد و حتی معدل دیپلم خود را تا نمره ۱۵ تنزل داد. او در سال ۱۳۶۴ در کنکور سراسری رشته ریاضی فیزیک شرکت کرد اما نتیجه خوبی نگرفت و در رشته فوق دیپلم ریخته گری در آموزشکده انقلا ب اسلامی لویزان پذیرفته شد. وقتی نتایج کنکور اعلام شد او از تهران دور بود زیرا برای کار به بندر عباس رفته بود و به عنوان باربر در اسکله بندر عباس و مدتی هم در منطقه چابهار کار میکرد. خودش در این باره میگوید
جواد خیابانی , بیوگرافی جواد خیابانی , جواد خیابانی نامزد مجلس
من از کودکی و نوجوانی کار کردن را دوست داشتم و در استادیومها بستنی و ساندویچ میفروختم حتی مقواهای اضافی را جمع آوری میکردم و با آنهانوعی کلاه یا آفتاب گیر میساختم ودر استادیومها به تماشاگران میفروختم تا هزینه تحصیل خودم را تامین کنم و بعدها در دوران جوانی به دوختن پرچمهای قرمز و آبی و نارنجی (برای تیم آرارات) اقدام کردم و همزمان در انبار بوجاری اداره اصلاح بذر کرج به کارگری مشغول شدم زیرا احساس میکرم کار کردن جوهره مرد است و این را افتخار خودم میدانم که همیشه روی پای خودم ایستادهام.
جوانی جواد خیابانی
او در سال ۱۳۶۷ از دانشکده تربیت دبیر فنی تهران(نام فعلی آموزشکده لویزان) فارغ التحصیل شد و در هنرستان توحید تهران به تدریس علوم و دروس فنی پرداخت ودر حین تدریس تحصیلات خود را تا درجه مهندسی مواد ادامه داد. در سال ۱۳۶۹ مجددا به بندر عباس رفت و این بار به عنوان معاون هنرستان رجایی این شهر و نیز دبیر شیمی مشغول به کار شد. در حین فعالیت در هنرستان بندر عباس در کنکور سراسری رشته هنر (مرحله اول) شرکت کرد و با رتبه ۹ (نهم) در کنکور سال ۱۳۷۰ پذیرفته شد اما در مرحله دوم کنکور به خاطر مشکلات شخصی شرکت نکرد و برای بار سوم در طی زندگی خود به کرج بازگشت تا کار در هنرستان توحید را ادامه دهد.
خانواده جواد خیابانی
جواد خیابانی در بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۷۴ ازدواج کرد و یک فرزند دختر به نام نگار، ۱۲ ساله دارد.
او به خاطر بیماری فلج اطفال که در سال ۱۳۴۸ به آن دچار شده بود مشکلات حرکتی زیادی داشت که هنوز هم از آن رنج میبرد اما با این وجود در مسابقات دوچرخه سواری آموزشگاههای ایران در سال ۱۳۶۲ قهرمان جاده شد. در سالهای ۶۲ – ۶۳ و ۶۴ بک چپ و دروازه بان تیم هنرستان و تیم منخب آموزشگاههای کرج بود. در سال ۱۳۶۶ در المپیک دانشجویان ایران در شیراز شرکت کرد. در آن مسابقات او هم عضو تیم بسکتبال و هم تیم فوتبال منتخب دانشکدههای فنی و مهندسی تهران بود که به مقام پنجم ایران در رشته فوتبال دست یافت و در همان سال به اردوی تیم ملی دانشجویان ایران دعوت شد. این اردو هرگز تشکیل نشد زیرا در آن زمان ورزش دانشگاهی چندان فعالیت مهمی نداشت.
فعالیت جواد خیابانی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
در سال ۱۳۷۲ در برنامهای به نام آنچه شما خواستهاید شرکت کرد. این برنامه مخصوص کسانی بود که دوست داشتند تا مسابقات ورزشی را گزارش کنند. او در این برنامه به عنوان اولین نفر برگزیده شد و در طی چند هفته به عنوان گزارشگر ثابت همان برنامه کار خود در تلویزیون را آغاز کرد و رفته رفته در سایر برنامههای ورزشی تلویزیون نیز حضور پیدا کرد. در زمان جام جهانی فوتبال در سال ۱۹۹۴ قرار بود به عنوان گزارشگر حضور داشته باشد اما به خاطر تغییر مدیریت وآغاز به کار شبکه سوم سیما از حضور در جام جهانی منع شد. پس از تاسیس شبکه سوم سیما نیز به مدت یک سال در مراحل آزمون و تایید نهایی باقی ماند تا اینکه برای اولین بار در سال ۱۳۷۴ مسابقه فوتبال پرسپولیس با کشاورز تهران را به صورت کامل و زنده گزارش کرد. قبل از آن بیشتر در چند مسابقه به صورت چند دقیقهای کوتاه در کنار گزارشگرانی چون بهرام شفیع، عباس بهروان، محمدرضا کیانوش و اسکندر کوتی کار کرده بود.
برنامههای تلویزیونی جواد خیابانی
جواد خیابانی از سال ۱۳۷۳ تا به حال در بیش از ۴۰ برنامه مختلف به عنوان تهیه کننده شرکت داشته که برخی از آنها فهرست شدهاست.
معرفی ورزشها، سال ۱۳۷۳- شبکه سوم سیما
ایران در جام جهانی، ۱۳۷۵ – شبکه اول سیما
جام ملتهای آسیا، ۱۳۷۶ – شبکه سوم سیما
دیدار، شبکه تهران
ما، شما، ورزش – شبکه سوم
در جستجوی ورزش – شبکه دوم
آموزش فوتبال – شبکه آموزش
یار دوازدهم – شبکه سوم
سفر به مسابقات پارالمپیک ۲۰۰۸ پکن
جوایز و افتخارات جواد خیابانی
جواد خیابانی در سال ۱۳۷۷ موفق شد جایزه بهترین گزارشگرفوتبال صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را دریافت نماید در سال ۱۳۷۸ نیز از سوی مجله سروش و با انتخاب خوانندگان این مجله بعد از حسین الهی قمشهای به عنوان محبوبترین چهره تلویزیونی در ایران دست یافت. در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ به عنوان بهترین مجری برنامههای ورزشی انتخاب شد.
مهمترین سفرهای کاری جواد خیابانی
مقدماتی قهرمانی فوتبال جوانان آسیا – ۱۹۹۶ – عربستان سعودی
فینال جام قهرمانی فوتبال جوانان آسیا – ۱۹۹۶ – کره جنوبی
مسابقه فوتبال ایران با استرالیا – ۱۹۹۷ – ملبورن
جام جهانی فوتبال – ۱۹۹۸- فرانسه
مسابقه یوونتوس – اینتر – ۱۹۹۹ – تورین
المپیک سیدنی – ۲۰۰۰ – استرالیا
جام بینالمللی فوتسال دوبی – ۲۰۰۱- امارات متحده عربی
المپیک آتن – ۲۰۰۴ – یونان
جام جهانی فوتبال باشگاهها – ۲۰۰۷ – ژاپن
مسابقات پارالمپیک ۲۰۰۸ پکن
مسابقات جام ملتهای آسیا ۲۰۱۱ – قطر
مسابقات پارالمپیک ۲۰۱۲ لندن
جواد خیابانی , بیوگرافی جواد خیابانی , جواد خیابانی نامزد مجلس
سوتیهای گزارش جواد خیابانی
وی در طول گزارش مسابقات فوتبال اشتباهات زیادی میکند که بینندگان از ان بعنوان سوتی یاد میکنند
تدریس در دانشگاهاو پس از سه سال ترک تدریس در هنرستان مجدداً از سال ۱۳۸۱ و این بار به عنوان استاد دانشگاه جامع علمی کاربردی مشغول به آموزش وتدریس شد و در رشته نقشه کشی صنعتی و ریاضی کاربردی و علوم کاربرد مواد صنعتی تدریس میکند
معروفترین دوستان جواد خیابانی
جواد خیابانی در طی حدود ۲۰ سال سابقه تدریس در مدارس و دانشگاههای ایران شاگردان و دانشجویان سرشناسی داشتهاست که برخی از انها را که خودش نام برده فهرست شدهاست.
ناصر عبداللهی – خواننده فقید موسیقی پاپ که دوستی عمیقی با هم داشتند.
حمیدرضا رجبی – فوتبالیست تیمهای بانک ملی، هما، سایپا، پاس و مس کرمان
مهدی علی بیگی – فوتبالیست
افشار زینالی – فوتبالیست
The post جواد خیابانی نامزد انتخابات مجلس شد appeared first on روزگار.